چکار کنم دانیال یونا رو بوس نکنه منم سرما داده باید برای دوشنبه آماده باشم ابن خانمه همش قصد داره بگه همه شرایطشون مثل تو بوده و تو حساس و تیتیشی اما کسی گریه ها و جیغ های دانیالو یادش نمی یاد حتی محمد . امروز خونمون حسابی کار کرد بر خلاف روزهای دیگه که مینشست کمی کابینت ها رو جمع آوری کرد و الان جاروبرقی وسط اتاق ولو افتاده رنگ زدن که پسرش باید سه و نیم کلاس باشه و زودتر رفت محمد این خانومه را تحسین میکنه و منو ازش متنفر. نمی دونم چه حسیه ولی حس خوبی بهش ندارم امیدوارم زودتر بره. محمد مارو به خاطر اونها برد جاده چالوس من اینا رو میفهمم ولی ساخت و پاختی باهاش نداره اینم میدونم امروز آهنگ مورد علاقه محمد رو دانلود کرده بود و منو باز بیشتر متنفر . من به یک نفر احتیاج دارم که کمکم کنه درسته که این آدم خیلی حرصمم میده ولی بهش احتیاج دارم حتی ی نفر باشه آب دستت بده بازم خوبه . امیدوارم یونا زودتر بزرگ بشه و این روزها بگذره دلدردها تموم بشه جیغ ها گریه ها و .......اعصاب منم سرجاش بیاد دانیال دیگه هرکاری رو که بدونه رو مخ ماست انجام میده و بدتر میکنه وقتی بهش میگیم نکن .الان قصد داشت چشمای خواب بچه رو باز کنه و دست تو چشش میکرد خدایا نجاتم بده صدای سشوار دیوانه کننده است ملی و زندگی ...
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 1:24